آخر الزمان
دجال از نگاهي ديگرفتنه «دجال» در روايات ما به عنوان يكي از فتنههاي قبل از ظهور حضرت امام مهدي(ع) شمرده شده است. هرچند در پي پرسشهاي گوناگوني كه درباره مشخصات امامان معصوم(ع) پرسيده شده، ايشان به بيان ويژگيهايي از دجال پرداختهاند. اما اين موضوع هم چنان در دوران ما، در هالهاي از ابهام قرار دارد. گروهي دجال را با وجود ويژگيهاي عجيب و غريبي كه در روايات براي آن برشمرده شده است، موجودي واقعي ميدانند كه در آخرالزمان ظاهر شده و به فريبكاري ميپردازد و گروهي به دليل همين ويژگيها دجال را موجودي نمادين دانسته و معتقدند روايات در مورد او بيشتر به زبان استعاره سخن گفتهاند. نظريهبه عنوان يك نظريه كه احتمال صحت و يا رد آن وجود دارد، ميتوانيم حدس بزنيم كه شايد معصومين(ع) خواستهاند با زبان اشاره از فاصلهاي كه حدود هزار و چهارصد سال حقايقي را با ما در ميان بگذارند و توجه ما را به عمق واقعياتي كه در زمان ما رخ داده است جلب كنند. بر اساس اين احتمال ميتوان تعابير زير را در نظر داشت: 1. انسان يك چشمانسان در تاريخ هميشه دو چشم داشته است: چشم طبيعتبين و چشم حقيقتبين؛ يك چشمي كه با آن دنيا را ميديده و ديگري چشمي كه با آن خدا را ميديده است. تعبير «انسان يك چشم» اشاره به پيدايش انسان مادي و ماترياليست است كه تنها يك چشم دارد: چشم طبيعتبين او تصور ميكند كه جز طبيعت هيچ چيز حقيقت و واقعيت ندارد. 2. يك چشم در وسط پيشاني اوستصورت انسان متقارن خلق شده است و انسان، عيب و نقص صورت خود را از لحاظ قانون تقارن ارزيابي ميكند: يك دهان روي خط تقارن ولي دو گوش در دو سوي خط تقارن با فاصلة مساوي. ميفرمايند اين چشم انسان يكچشمي و يك بعدي در وسط پيشاني اوست. يعني روي خط تقارن صورت اوست و تقارن صورت او با يك چشم به هم نخورده است. در نتيجه، احساس نياز به چشم دوم نميكند. و اين واقعيتي است كه با آن روبهرو بودهايم. ماترياليستها و مخصوصاً كمونيستها فلسفة خود را فلسفة علمي ميناميدند و آن را علم محض ميدانستند و كساني كه به ماوراءالطبيعه معتقد بودند را عقب مانده و مرتجع و واپسگرا مينامند و هيچگونه احساس نقص در سيماي شخصيت خود نميكردند. 3. يك چشم او مثل ستاره ميدرخشداز زمان بطلميوس تا زمان انتشار كتاب مرايا توسط ابن هيثم، تصور عمومي بر اين بود كه نور از چشم انسان بر اشيا ميتابد و در پرتو نور چشم، اشيا ديده ميشوند. ابن هيثم براي اولين بار طرز كار چشم را كشف كرد و قوانين تابش و بازتاب نور را مطرح نمود و اتاق تاريك و عدسي را اختراع كرد. ولي از همان زمان اصطلاح «نور چشم» در ادبيات باقي ماند و اصطلاحاً به چشم قوي، «چشم پرنور» گفته شد و اين اصطلاح هنوز هم وجود دارد و كسي كه چشم او ضعيف شده اصطلاحاً ميگويند نور چشم او كم شده است. تعبير درخشش چشم انسان يك چشمي مثل ستاره اشاره به قوت چشم طبيعتبين اين انسان است و ما امروز شاهد آن نيز هستيم. چشم طبيعتبين انسان ماترياليست تا اندازهاي قوي شده كه ميتواند از اتم تا سوپر كهكشانها را ببيند و توصيف كند. 4. سوار بر خري است كه ...خر، مركب و مركب وسيلة رسيدن از مبدأ به مقصد است. از بين همة مركبهاي جاندار آنكه به «ماشين» شبيهتر است خر است، زيرا خر از برقرار كردن يك رابطة عاطفي با راكب خود عاجز است و ماشين نيز دقيقاً همينطور است. 5. بين دو گوش خر او يك ميل راه استگوش، مركز شنوايي است و يك ميل در اين جا يك عدد كامل است و اشاره به فاصلة زياد دارد. امروز ماشين امكان ايجاد شنوايي با فواصل طولاني را فراهم آورده است. 6،7. داخل درياها ميشود و زمين زير پاي او درهم نورديده ميشوداين امر، اشاره به امكاناتي است كه ماشين امروز براي بشر فراهم آورده است. 8. جلوي او دود و آتش استانسان ماترياليست سوار بر خر تكنولوژي با اسلحة آتشين وارد جهان اسلام و ساير نقاط جهان شد و بدين وسيله سلطة خود را گسترش داد. به همين دليل ميفرمايند در پيش روي او دود و آتش است. 9. پشت سرش چيزي است كه مردم آن را نان ميبينندنفرمودهاند پشت سرش نان است بلكه فرمودهاند پشت سرش چيزي است كه مردم آن را نان ميبينند. اشاره به مدرنيزاسيون، وعدة زندگي بهتر و رفاه بيشتر است كه در همة كشورهاي استعمارزده داده شد، ولي هيچ كس از ميان استعمارزدهها به زندگي بهتر و رفاه بيشتر به طور واقعي نرسيد. 10. از سر هر موي او سازي بلند استبهترين تعبير براي تشريح ارتباطات بينالمللي در جهان امروز همين تعبير است. هر موي يك جانور، يك سيستم مستقل است. ميتوان يك موي را كند در حالي كه بقية آنها بر سر جاي خود باقي بمانند ولي همة «مو»ها از يك خون تغذيه و از آن طريق رشد و نمو پيدا ميكنند. 11. خرما دفع ميكنددفع خرما اشاره به توليدات ماشيني است. از ميان همه ميوهها خرما شبيهتر به كالاي بستهبندي شده است يك زرورق بر رو و در داخل آن مواد غذايي و همه تقريباً اندازة هم. 12. اغلب طرفدارانش يهوديان و زنازادگانندظاهراً روشن است و اشاره به مسئله صهيونيسم و فروپاشي خانواده در غرب و افزايش زنازادگاني دارد كه عملاً گردانندگان چرخهاي تكنوكراسي جهانياند. 13. مردم در زمان او به دو دسته تقسيم ميشوند عدهاي براي دين و عدهاي براي دنياي خود عزا دارنداين امر، اشاره به نهضتهاي ضداستعماري است كه با شعارهاي ديني و يا بعضاً شعارهاي مادي (نظير نان، مسكن و...) به وجود آمدند. 14. دجال در لغت به معني بسيار فريبنده است .نظرات شما عزیزان:
سلام. خیلی خیلی جالب بود... ممنون دستتون درد نکنه
![]() ![]()
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |